دانش آموزان به كتاب هاي غير درسي و كتابخانه دسترسي نداشتند . اين كمبود را تا حدودي با خريد كتاب از كتاب فروشي هاي يزد و قراردادن آن در دسترس دانش آموزان جبران نمودم. در ساعت مشخصي از برنامه هفتگي كتاب ها در اختيار دانش آموزان قرار مي گرفت.تقريبا از هر كتاب كودكانه موجود در بازار يك جلد خريداري شده بود . البته دانش آموزان مي توانستند به صورت امانت نيز از كتاب ها استفاده كنند.
گاه به گاه با سرودن شعر هاي كودكانه دانش آموزان را در يادگيري تشويق مي نمودم.يكي از آن شعرهاي كودكانه چنين مضموني داشت:
بچه ها جهل گناهست
ناداني گناهست
بي هدف زيستن هم گناهست
اين گناه است كه انديشه فردا نكنيم
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
زندگي گوشه تنهايي جستن نيست
زندگي جنگ است
جنگ با دشمن سرسخت قوي
دشمن سرسخت قوي نادانيست
و تفنگي كه تو با آن دشمن سرسخت قوي را خواهي كشت
فكر و انديشه و آگاهيست.