اسمش ميرزا محمد باقر والدش حاج حسينعلي نام تاجر از هرات به يزد أمده ،ساكن گرديد ه ، تاهل اختيار كرد كه مادرش يزدي است . خود ميرزا اول عمر مشغول تحصيل شد و در كمال طلب و اصرار تحصيل كرد و به سبب ذوقي كه داشت به حكمت مايل تر بود و از فنون حكمت به رياضي راغب تر و بدين جهت به تحصيا آن علم بيشتر كوشيد تا به همان علم مشهور گرديد . در شعر هم به همين مناسبت رياضي تخلص كرد . خط شكسته را هم خوش مي نوشت . مدتي بود كه از صحبت اهل يزد ملول و به طهران رفته در آن جا به واسطه وسعت مشرب و ذوق و علم و شعر شهرت كلي حاصل و با رجال دولت و اعيان حضرت مجالست و معاشرت كرد و رفته رفته مطلقا مخاطب به حكيم رياضي آمد . در آن حالت ، به طواف بيت ا.. هم مشرف شد و بعد از مهاجرت ، خيلي زماني نشد كه كه در حدود سال هزار و دويست و نود و در همان طهران بدرود جهان فاني نمود .

زماني محمد ابراهيم مشتري ( 1264-1305 ) شاعر هزال معروف روزگار ناصري در حضور ناصرالدين شاه قاجار و به فرمان او رياضي يزدي را هجو كرده است . اين مسمط در ديوان مشتري  ... موجود است .

از رياضي ، مثنوي رياض الحكمه كه منظومه اي است عرفاني در سير و سلوك و به نام امين السلطان سروده در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي ، به شماره 657 موجود است و با اين بيت آغاز مي شود :

اي تو كعبه اي تو مروه اي صفا               وي تو ركن و تو مقام و تو منا[1]

همچنين در ص 158كتاب تذكره شعراي يزد تاليف آقاي عباس فتوحي و به نقل از حديقه الشعرا نوائي ص 704 در باره رياضي هروي چنين مي خوانيم :

نامش ميرزا محمد باقر فرزند حاج حسينعلي ، زادگاهش هرات از توابع استان يزد بوده است . او به آموختن رياضي راغب و به تحصيل آن بيشتر كوشيد و به همين مناسبت در اشعارش رياضي تخلص مي كرد  . وي خط شكسته را نيكو مي نوشته . وفاتش را در سال 1292 قمري نوشته اند .

از من چه خطا سر زد كز ضربت چوگانها

خود بي سرو پا گردم چون گوي به ميدانها

خون شد دل و مي جوشد ، با غير چو مي نوشد

پيمانه و مي پوشد چشم از همه پيمانها



1 تذكره ميكده  به كوشش و پژوهش آقاي حسين مسرت 599 و 600